خان که نه! خانه شدم تا تو ستونم باشی
|
خان که نه! خانه شدم تا تو ستونم باشی بید بودم که خودت رمزِ جنونم باشی
خواستم رو به عقب برگردد زندگیام تا خودت کودک احساسِ درونم باشی
چارده مُهرهی شطرنج همه مات شدند! چون دلم خواست «تو» سردارِ قشونم باشی
در به در کرد دلم را دو دره بازیِ تو! «در» شدم تا که تو در نقشِ«کلون»م باشی
حیف شد؛پنبهی احساسِ مرا نیز زدی! تا خودت باعث نحسیِ شگونم باشی
تشنهام، تشنه شبیه تو که عادت کردی همهی عمر فقط تشنه به خونم باشی!
میروم تا که خودم را بکُشم از دستت بلکه یک عمر بدهکار دیونام باشی |
+ نوشته شده در شنبه سوم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 14:26 توسط صحرا
|

سلام دوستان من صحرا هستم امیدوارم از وبلاگ من لذت ببرید. کپی کردن بلا مانع میباشد در ضمن میتونید با دوستان لینک شده تبادل لینک داشته باشید چون دونه دونشون گلچین شدن ومورد تایید میباشند لحظه هاتون شاد ولبهاتون خندون یا حق